مرتضى راوندى
175
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
يك سال ، روستاى ونند و همسايگان نزديكش سهبار دچار هجوم و غارت شدند ، و بسيارى از مؤمنين مرد و زن به قتل رسيدند و يا اسير گرديدند ، و ساير بندگان خدا پراكنده شدند . . . در آن روزگار ، از گردش نامساعد افلاك ، بازرگانى متوقف شده بود » ( اين نوشته مربوط به سالهاى 1733 - 1732 ميلادى 1146 - 1145 هجرى است ) . بازرگانى نيز دچار كسادى شده بود . در راهها ، كاروانها را غارت مىكردند ، و راهزنى به حد اعلاى خود رسيده بود . بهرهكشى شديد مالياتى سبب قيامهاى پىدرپى كشاورزان و شهرنشينان مىشد . كاهش زراعت در همهجا باعث نارسايى شديد در كالاى كشاورزى و اقتصاد روستايى گرديد . در حوالى تبريز ، گنجه ، لار ، نخجوان و ايروان نيز نارسايى شديدى در غله به چشم مىخورد . گندم و جو بشدت گران شده بود . قيمت هر من غله نهصد دينار بود . » « 1 » نادر شاه براى آنكه پولها را به خزانهء دولت جذب كند ، تلاش مىكرد بازرگانى دولت خود را با كشورهاى ديگر احياء كند . براى اين كار ، او انحصارات بازرگانى را به بازرگانان خارجى و شركتهاى بازرگانى بويژه انگليسى واگذار كرد . وضع تجارت « در سال 1739 ، جان التون تقاضايى پيش رضاقلى ميرزا ، پسر نادر كه قائممقام شاه بود ، به مشهد فرستاد و در آن ، پيشنهاد كرد كه با شركت انگليسى او دادوستد نمايد ، و طبق شرايط زير ، با آنان قرارداد ببندد : عمال شركت حق داشته باشند كه آزادانه در تمام ايران به تجارت پردازند ، به بنادر درياى خزر وارد شوند . آنها اجازه داشته باشند كه ابريشم خام صادر كنند و جز مالياتى كه بر اتباع شاه بسته شود ، ماليات ديگرى بر آنها تحميل نگردد . عمال شركت بتوانند در هر جايى كه مىخواهند ، براى خود ، خانه و انبار بسازند . حكومت شاه متعهد شود كه مصونيت اشخاص و اموال آنها و غيره را تأمين كند . بعدا شركت تجارتى روسيه ، همين امتيازات را براى خود كسب كرد . شركتهاى تجارى عثمانى و هندى نيز امتيازات بازرگانى زيادى بدست آورده بودند . خود رضاقلى نيز بوسيلهء عمالش ، تجارت پرسودى مىكرد . هانوى مىگويد كه رضاقلى ميرزا در زمان قائممقامى خود ، در تجارت ابريشم ، حق انحصار داشته . او ابريشم خام را با قيمتى كه خودش تعيين مىكرده ، از توليدكنندگان مستقيم مىخريده و در عينحال توليدكنندگان پارچههاى ابريشمى را مجبور مىكرده كه ابريشم خام را با قيمتهاى جديد و زياد شده از عمال او بخرند . در سايهء اين اقدامات ، او در عرض مدتى كوتاه ، ثروت قابل توجهى بههم زد . او در نامهاى كه براى پدر خود نادر نوشت ادعا كرد كه 5 / 1 ميليون تومان پول دارد . پدرش از او پرسيد ، چگونه چنين پولى را بدست آورده ؟ رضاقلى پاسخ داد كه « تاجر شده و اين ثروت را از راه تجارت كسب كرده . » او به اين نامه ، اسنادى نيز ضميمه كرد كه به اصطلاح پاكدامنيش را تأييد مىكرد . عمال نادر شاه ، برنج و كالاهاى ديگر كشاورزى را در جاهايى كه قيمت نسبتا پايين بود مىخريدند و سپس در بازارهاى قشون مىفروختند و يا به ايالات ديگر كشور صادر مىكردند و سود سرشارى بدست مىآوردند . احتكار تجارتى به گواهى هانوى ، حق انحصارى عمال شاه بود ، و هركس كه سعى مىكرد به اين تجارت دست بزند سخت مجازات مىشد . با وجود اين ، نادر
--> ( 1 ) . همان . ص 264 - 262 ( به اختصار ) .